نگاهی به فلسفه ی عید قربان

تمام زندگی چشم به انتظار فرزند بود در سن هشتاد و شش سالگی در حالت بیم و امید به دربار خداوندی برای فرزندی صالح دست به دعاء شد «رب هب لی من الصالحین» بار الها! مرا فرزند صالحی از بندگان شایسته عطا فرما.
خداوند نیز این دعا را مستجاب کرد و فرزند صالحی همچون اسماعیل به او بشارت داد.
«فبشرناه بغلام حلیم» پس ما او را به نوجوانی بردبار و صبور بشارت دادیم.

 مفهوم و معنی قربانی از نظر معنای لغوی «قربانی» از لفظ «قربان» ماخوذ است، هر آن چیزی که ذریعه و وسیله تقرب و نزدیکی الله تعالی باشد آن را «قربانی» می گویند، آن چیز خواه ذبح حیوان باشد یا دیگر صدقات.

دعای فرزندتمام زندگی چشم به انتظار فرزد بود در سن هشتاد و شش سالگی در حالت بیم و امید به دربار خداوندی برای فرزندی صالح دست به دعاء شد «رب هب لی من الصالحین» بار الها! مرا فرزند صالحی از بندگان شایسته عطا فرما.
خداوند نیز این دعا را مستجاب کرد و فرزند صالحی همچون اسماعیل به او بشارت داد.

«فبشرناه بغلام حلیم» پس ما او را به نوجوانی بردبار و صبور بشارت دادیم.

قربانی فرزندبه زبان قرآن این داستان شگفت انگیز چنین آمده است:
«فلما بلغ معه السعی قال یا بنی انی اری فی المنام انی اذبحک فانظر ما ذا تری»

زمانی که فرزند به مقام سعی و کوشش رسید یعنی به مرحله ای رسید که می توانست در مسائل مختلف زندگی با تلاش و کوشش پدر را یاری کند  بنا به گفته بعضی مفسران در آن وقت سیزده ساله بود.در آن برهه از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام خواب عجیب و شگفت انگیزی دید (خواب انبیاء در حکم وحی الهی است) و آن خواب حیرت انگیز بیانگر شروع یک آزمایش بزرگ دیگر بود. در خواب می بیند که از سوی خداوند به او دستور رسیده است تا فرزند برومند و یگانه اش را با دست خود قربانی کند و سر ببرد. ابراهیم که بارها از کوره داغ امتحان الهی سر افراز بیرون آمده بود این بار نیز باید دل به دریا بزند و سر بر فرمان حق بگذارد.پدر تمام ماجرا را برای فرزند بیان می کند آن گفتمان تاریخی تا روز قیامت در کتاب جاویدان مرقوم گشته است و این بار نیز ابراهیم از آزمایش سر افراز و کامران بیرون آمد و این غالبا سخت ترین و آخرین امتحان حضرت ابراهیم علیه السلام بود که در آن هم مانند کوهی ثابت قدم ماند.

«قد صدقت الرءیا إنا کذلک نجزی المحسنین ان هذا لهو البلاء المبین  و فدیناه بذبح عظیم»

 خداوند متعال قوچی بزرگ فرستاد تا به جای فرزند قربانی کند و سنتی برای آیندگان در مراسم حج و سرزمین منی و برای تمام جهانیان به جای ماند.

اگر عملا حضرت اسماعیل علیه السلام قربانی می شد همانطوری که حضرت ابراهیم تصمیم قطعی آن را داشت بعد از آن باید به تاسی  و پیروی از ابراهیم خون جگرگوشه ها در کوچه و خیابانها ریخته می شد مگر لطف الهی شامل حال گشت بجای فرزند دلبند قوچی بزرگ برای ذبح عنایت گردید و به عنوان یادگار ابراهیمی، دین اسلام و خاتم پیامبران نه فقط آن را مشروع قرار داد بلکه بر احیای آن حکم تاکید آمد که در همان روز تاریخی دهم ذی الحجه، عید قربان حجاج کرام و عموم مسلمانان به شرط استطاعت یک گوسفند سالم با شرایط و سن خاصی ذبح کنند. (احکام شرعی و و تفاصیل فقهی این شعار اسلامی در کتابهای فقه به تفصیل ذکر شده است)

قربانی یادگار و خاطره ابراهیمی از زمان قدیم رسم توده ملتهاست که جهت زنده نگهداشتن کارنامه های بزرگواران و فاتحان، دولتمردان و نامدارن بناها ساختمانها و مناره ها یا مجسمه هایی به طور یادگار می سازند، هر چند آنها مستحکم باشند باز هم شکار حوادث روزگار خواهند شد اما دین اسلام در این سلسله بعضی اعمال را مشروع قرار داده که با آن شخصیت ارتباط خاصی دارند از انجام آن اعمال نه تنها ثواب می رسد بلکه سیرت و زندگانی، فداکاری و مجاهده های آن شخصیت در ذهن ترسیم می گردد تا آنها را مشعل راه خویش قرار داده و خود را جهت عمل و دعوت به راه حق آماده سازد. بخصوص این عمل مبارک (قربانی) یعنی مال و متاع، تن، سن و وطن همه اینها را به خاطر رضایت خداوند قربان کند و از آنها بگذرد. بطور خلاصه نفس و هوای انسان مانند گوسفند کشته شود تا رضای الهی حاصل گردد.

نقل از:http://zaferoon.blogfa.com/post-66.aspx

محتواى سوره بقره‏

این سوره بزرگترین سوره قرآن مجید است و دریایى از حقائق و معارف اسلامى در آن بیان گردیده است.

مطالب سوره بقره در چهل بخش تنظیم شده است:

بخش نخست مبادى و اصول اسلام است.

بخش دوم در باره آنها كه مى‏پندارند خدا را میتوانند بفریبند.

بخش سوم توصیه به پرستش خداوندى است كه آفرینش را گسترانیده است.

بخش چهارم سخن از جانشینى انسان براى خداوند در روى زمین است.

بخش پنجم حقایقى را به بنى اسرائیل گوشزد مى‏كند.

بخش ششم داستان حضرت موسى است.

بخش هفتم در باره دوازده چشمه آبى است كه خداوند براى موسى پدید آورد.

بخش هشتم موضوع كشتن گاو است به فرمان خدا.

بخش نهم سخن در این است كه چگونه خدا راز قاتل را فاش مى‏كند.

بخش دهم پیمانى است كه خدا از اسرائیلیان گرفت.

بخش یازدهم نقل سخن آنهاست كه گفتند: دلهاى ما از شنیدن سخن حق در پرده است.

بخش دوازدهم اشاره‏یى است به سلیمان و شیاطین.

بخش سیزدهم این مبحث است كه قرآن نسخ كتب آسمانى است یا تكمیل آنها؟

بخش چهاردهم سخن از گروهى است كه خدا را داراى پسرى مى‏شمردند.

بخش پانزدهم خدا ابراهیم را آزمود.

بخش شانزدهم در باره كیش حنیف ابراهیم است.

بخش هفدهم فرمان الهى است بر تغییر قبله.

بخش هیجدهم كلام خداست كه ما پیامبرى از خودتان فرستادیم.

بخش نوزدهم در تقویت نیروى بندگان است با یاد كسانى كه كشتگان راه خدا و زندگان ابدى هستند.

بخش بیستم گفتگو از دستگاه آفرینش و سر چشمه نیروهاست.

در كتاب ثواب الاعمال (طبق نقل نور الثقلین، ج 1، ص 26) از امام "على بن الحسین علیهماالسلام" از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) چنین نقل شده است كه فرمود: كسى كه چهار آیه از آغاز سوره بقره و آیة الكرسى و دو آیه بعد از آن و سه آیه از آخر آن را بخواند هرگز در جان و مال خود ناخوش‏آیندى نخواهد دید، و شیطان به او نزدیك نمى‏شود، و قرآن را فراموش نخواهد كرد."

بخش بیست و یكم در باره خوردنى‏هاى حلال و حرام است.

بخش بیست و دوم نیكى و نیكوكارى و احكام جنائى را بیان مى‏كند.

قرآن

بخش بیست و سوم سخن از روزه‏دارى است و نهى از خوردن مال مردم.

بخش بیست و چهارم در دفاع از حق و دفع متجاوز است.

بخش بیست و پنجم در باره مناسك حج است.

بخش بیست و ششم در باره انفاق است.                      

بخش بیست و هفتم گفتگو از ماههاى حرام و حرمت قمار و شراب است.

بخش بیست و هشتم وظایف مرد و زن را پیش از طلاق یاد مى‏كند.

بخش بیست و نهم توصیه مى‏كند كه از حقوق زن چیزى مكاهید.

بخش سى‏ام رفتار نیك با زن طلاق داده را بیان مى‏دارد.

بخش سى و یكم باز توصیه مى‏كند كه مهریه زن را كاملا به او بدهید.

بخش سى و دوم در پیكار در راه حق و حقیقت است و وام بخدا.

بخش سى و سوم در انتقال حكومت بنى اسرائیل از شیوخ سبعین به حكومت سلطنتى.

بخش سى و چهارم سخن در این است كه در دین اجبار و اكراه نیست.

بخش سى و پنجم چگونه خداوند افراد و امم را زنده مى‏كند و مى‏میراند.

بخش سى و ششم در باره كسانى است كه مال خود را در راه خدا مى‏دهند.

بخش سى و هفتم خدا بگونه‏یى و شیطان بطورى دیگر وعده میدهد.

بخش سى و هشتم در تحریم رباست.

بخش سى و نهم در بیان اهمیت سند و پیمان است.

بخش چهلم گفتگو از این است كه خدا ظاهر و باطن شما را بحساب میگیرد.

در "مجمع البیان" از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) چنین نقل مى‏كند كه پرسیدند:

كدامیك از سوره‏هاى قرآن از همه برتر است؟ فرمود: سوره بقره، عرض كردند كدام آیه از آیات سوره بقره افضل است؟ فرمود: آیة الكرسى."

فضیلت این سوره‏

در فضیلت این سوره روایات پر اهمیتى در منابع اسلامى نقل شده است:

از جمله: عبدالله بن عباس روایت كرده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: شب معراج مرا به آسمان بردند چون به سدرةالمنتهى رسیدم مرا سه تحفه دادند: اول پنج نماز در پنج وقت، دوم خواتیم سوره بقره، سوم آمرزش امت من آنان كه به خدا شرك نیاورند.

قرآن قدیمی

و نیز، ابىّ بن كعب از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) نقل میكند كه فرمود: هر كسى این سوره را بخواند سلام و رحمت خدا بر او باد و به او اجر مرزبانان و فداكاران در راه خدا را میدهند.

او میگوید: پیامبر به من گفت: اى ابىّ به مسلمانان بگو كه سوره بقره را یاد گیرند كه فرا گرفتن آن بركت و ترك آن موجب حسرت است و ساحران توانایى آن را ندارند.

همچنین پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر چیزى یك بلندى دارد و بلندى قرآن سوره بقره است، هر كس آن را در خانه‏اش روزانه بخواند، شیطان تا سه روز به خانه‏اش داخل نمى‏شود و هر كس آن را در خانه‏اش شبانه بخواند تا سه شب شیطان به خانه‏اش داخل نمى‏شود.(مجمع البیان، ج 1، ص 111)

و نیز مرحوم "طبرسى" در "مجمع البیان" از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) چنین نقل مى‏كند كه پرسیدند:

اى سورة القرآن افضل؟ قال: البقرة، قیل اى آیة البقرة افضل؟ قال آیة الكرسى؛ "كدامیك از سوره‏هاى قرآن از همه برتر است؟ فرمود: سوره بقره، عرض كردند كدام آیه از آیات سوره بقره افضل است؟ فرمود: آیة الكرسى."

و نیز خدا به رسولش(صلی الله علیه و آله) گفت: «به تو و به امّتت گنجى از گنجهاى عرش خودم را بخشیدم كه فاتحة الكتاب است و پایان سوره بقره.» (بحارالانوار، ج 89، ص 263)

و امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «هر كس سوره‏هاى بقره و آل عمران را بخواند، این دو، در روز بازپسین همچون دو ابر یا دو عبا بر سر او سایه خواهند افكند.» (بحارالانوار، ج 89، ص 265)

و  نیز از حضرت پیغمبر(صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) روایت شده كه حضرت لشكرى را به جنگ مى‏فرستاد یك یك را نزد خود طلبیده فرمود: از قرآن چه مى‏دانى؟ عرض مى‏كرد: فلان سوره، تا جوانى پیش آمد كه در سن از همه كوچكتر بود، عرض كرد:

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر چیزى یك بلندى دارد و بلندى قرآن، سوره بقره است، هر كس آن را در خانه‏اش روزانه بخواند، شیطان تا سه روز به خانه‏اش داخل نمى‏شود و هر كس آن را در خانه‏اش شبانه بخواند تا سه شب شیطان به خانه‏اش داخل نمى‏شود.

فلان و فلان و سوره بقره. فرمود: بیرون روید، این جوان امیر شما باشد.

قرآن حکیم

گفتند: یا رسول اللّه جوانى را كه از همه كوچكتر است، بر پیرمردان امیر مى‏سازى؟ فرمود: او سوره بقره را مى‏داند.(تفسیر مجمع البیان، ج اوّل، ص 32)

(نكته: از فرمایش جواب حضرت در این حدیث معلوم مى‏شود كه منصب امارت و حكومت و ریاست بر مسلمانان به كثرت علوم و فضائل مى‏باشد، نه به زیادتى سنّ و شیوخیت. پس بنابراین حضرت امیرالمؤمنین على- علیه السلام- كه جامع علوم شریعت نبوى و حاوى تمام كتب سماوى و عالم به مغیبات و حلال مشكلات بوده، البته مسلما مقدم باشد بر تمام عالمیان بعد از پیغمبر آخر الزمان صلّى اللّه علیه و آله و سلّم.)

 و نیز در كتاب ثواب الاعمال (طبق نقل نور الثقلین، ج 1، ص 26) از امام "على بن الحسین علیهماالسلام" از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) چنین نقل شده است كه فرمود: كسى كه چهار آیه از آغاز سوره بقره و آیة الكرسى و دو آیه بعد از آن و سه آیه از آخر آن را بخواند هرگز در جان و مال خود ناخوش‏آیندى نخواهد دید، و شیطان به او نزدیك نمى‏شود، و قرآن را فراموش نخواهد كرد."

پس مى توان نتیجه گرفت كه افضلیت این سوره ظاهرا به خاطر جامعیت آنست، و افضل بودن آیة الكرسى به خاطر محتواى توحیدى خاص آن مى‏باشد و این منافات ندارد كه بعضى از سوره‏هاى دیگر قرآن از جهات دیگرى برترى داشته باشند، چرا كه از دیدگاههاى مختلف به آنها نظر شده است. (نكته: در اینجا لازم مى‏دانیم كه این حقیقت مهم را تكرار كنیم، كه ثوابها و فضیلتها و پاداشهاى مهمى كه براى تلاوت قرآن یا سوره‏ها و آیات خاصى نقل شده هرگز مفهومش این نیست كه انسان آنها را به صورت اوراد بخواند و تنها به گردش زبان قناعت كند، بلكه خواندن قرآن براى فهمیدن، و فهمیدن براى اندیشیدن، و اندیشیدن براى عمل است.)

آمنه اسفندیاری – گروه دین و اندیشه تبیان